محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4224

تاريخ الطبرى ( فارسي )

دستور وى بوده است . در همين سال ، محمد بن على از پس بازگشت سليمان بن كثير ، بكير بن ماهان را به نزد شيعيان خويش به خراسان فرستاد و همراه وى به آنها نامه نوشت و خبرشان داد كه خداش شيعيان وى را از راه به در برده است . گويد : بكير با نامه پيش شيعيان خراسان رسيد اما وى را باور نداشتند و تحقيرش كردند . بكير پيش محمد بن على بازگشت و او چند عصا به بكير داد كه بعضى مغزى آهنى و بعضى مغزى مسين داشت . بكير برفت و نقيبان و شيعيان را فراهم آورد و به هر يك از آنها عصايى داد و بدانستند كه به خلاف روش محمد بن على بوده‌اند و بازگشتند و توبه آوردند . در اين سال هشام بن عبد الملك ، خالد بن عبد الله را از همهء ولايتها كه به دو داده بود معزول كرد . سخن از اينكه چرا هشام ، خالد را عزل كرد ؟ در اين باب سخنانى گفته اند كه از آن جمله آنچه را به نزد ما هست ياد مىكنيم . از جمله گفته‌اند كه فروخ پدر مثنى املاك هشام بن عبد الملك را در روستاى رمان يا نهر رمان عهده كرده بود ، به همين سبب او را فروخ رمانى مىگفتند . اما حضور وى براى خالد گران بود و به حسان نبطى گفت : « واى تو پيش امير مؤمنان برو و چيزى بر فروخ بيفزاى » راوى گويد : حسان برفت و هزار هزار درم بر آن افزود ، هشام دو كس از صلحاى شام را فرستاد كه املاك را به تصرف آوردند و حسان از فروخ براى خالد گرانتر شد كه بنا كرد او را زيان بزند . حسان مىگفت : « مرا به تباهى مبر كه بر آوردهء توام . »